حکومت پهلوی، نمونه بارزی از یک حکومت فاسد در تمامی زمینه ها بود که مفاسد شاه و دربار هرگز از دید عضوی از جامعه پنهان نمانده بود.

مفاسد حکومت پهلوی به قدری زیاد بود که ملت مسلمان ایران نتوانستند از آن گذر کنند و دیدن فساد روزافزون شاه و خاندان وی موجب اعتراض مردم شد چراکه مردمی که ارزش های آنها برگرفته از فرهنگ ناب شیعی بود در دوران ستم شاهی شاهد بودند حاکمانی که خود را به آنها تحمیل کرده بودند، هیچ نسبتی با الگوهای متعالی و ذهنی آنها نداشتند.

شاه به عنوان بارزترین نمونه یک شخص فاسد بود، او با انجام اقدامات منفی و فاسد خویش ،روزهای خویش را می گذراند و در فسادجنسی، بی مبالاتی را به اوج رسانیده بود.
کافی بود یک فرد عادی تنها چندروز پیاپی رفت و آمدهای دربار را زیر نظر بگیرد و رفت و آمدهای فواحش خارجی و معشوقه های داخلی شاه را ببیند که هر روز و هرلحظه برای خدمت رسانی به شاه وارد کاخ وی می شوند و پس از خروج هریک از آنان، معشوقه ی دیگر شاه وارد کاخ وی می شود.

محمدرضا پهلوی و مادرش
شاه که از بچگی و نوجوانی با الگوبرداری از مادر فاسد خویش به فساداخلاقی دچار شده بود، همواره در تکاپو برای به دام انداختن دختران جوان بود، کنار گذاشتن این اخلاق و فاصله گرفتن از فساد اخلاقی را کاری دشوار می دید به همین دلیل در زمان پادشاهی خود با تحت فرمان درآوردن اشخاص مختلف، مسئولیت فراهم کردن شرایط عیش و نوش و کارهای غیراخلاقی خویش را برعهده آنان می نهاد.
همکاری اطرافیان شاه و خوش خدمتی های آنان به شاه در جهت فراهم نمودن دختران جوان و زنان ناپاک، موجب شدت گرفتن رفتار جنون آمیز شاه می شد.
علم که بعنوان یکی از همراهان شاه بود در یکی از یادداشت هایش می نویسد: یک روز شاه و علم «درباره دوستان مؤنث، گپ» میزدند. شاه از پیر شدن معشوقهها صحبت میکرد و افزود «با وجود همه اینها اگر این سرگرمیها را هم نداشتیم به کلی داغان میشدیم.» علم نیز که در فساد جنسی دست کمی از شاه نداشت در تأیید شاه گفت: «همه مردانی که مسئولیتهای خطیر به عهده دارند نیاز به نوعی سرگرمی دارند و به عقیده من مصاحبت جنس لطیف تنها چاره کاراست.»

مفاسد اخلاقی شاه تنها در دربار خود محدود نمانده بود و آپارتمان های زیبا و مجللی در سطح شهر برای خود فراهم کرده بود تا بتواند هر زمان که می خواهد با زنان جوان خلوت کند، وی همچنین با حضور در کاباره های ویژه و چشم چرخاندن در بین رقاصه ها،بهترین آن ها را برای انجام اعمال نامشروع خود انتخاب می کرد و پول های زیادی را در ازای اقدامات نامشروع به فواحش کاباره ها پرداخت می نمود.

بنابر اسناد موجود و شنیده های نزدیکان دربار، فساد تنها مختص شاه نبود و خانواده ی وی هم دچار این مرض لاعلاجِ شاه شده بودند.
خواهران شاه همچون وی، همه روزه در حال عاشق و فارغ شدن بودند و گاهی هم بدون عاشق شدن و تنها برای خودنمایی اقدام به برقراری رابطه جنسی با افراد اسم و رسم دار از جنس خودشان می کردند.

اشرف پهلوی خواهر همزاد محمدرضا
اشرف پهلوی بعنوان یکی از چهره های بانفوذ آن روزها، بصورت علنی قاچاق مواد مخدر و افسادات اخلاقی را دنبال می کرد و همچنین یک کاخ مجلل داشت که آن را محلی برای مراودات غیراخلاقی خویش قرار داده بود.
اشرف و شمس که به دنبال راحت تر شدن اقدامات خود بودند و از نقطه ضعف شاه آگاه بودند، دختران زیبا را به او معرفی میکردند و دختران جوان را به دام میانداختند و برای محمدرضا به کاخ میآوردند.
شیوع مفاسد اخلاقی در زنان دربار تنها به خواهران شاه محدود نبود و فرح،همسر شاه هم با انجام کارهای غیراخلاقی موجب انگشت نما شدن خویش شد.

فرح بعنوان یکی از زنانی در دربار بود که دوستی های عجیب و زیادی با مردان در ایران داشت و همچنین روابط عاطفی بسیاری هم با پسران و مردان خارجی داشت و نکته قابل توجه این است که تمامی این اقدامات فرح، با وجود داشتن چندین فرزند صورت پذیرفته است.

بعنوان معروفترین فساد جنسی فرح، می توان ارتباط وی با فریدون جوادی را نام برد. فریدون جوادی از قدیمیترین دوستان ایام تحصیل فرح در پاریس و در واقع اولین دوست او در فرانسه بود.
اگرچه شخصیتهای پیرامونی محمدرضا شاه، پدر، مادر، خواهران، وزیر دربار و دوستان او نقش بسزایی در زمینهسازی فساد جنسی شاه داشتهاند؛ اما عامل اصلی، شخصیت خود شاه بود و پرداختن به کارهای غیراخلاقی بعنوان یکی از اصلی ترین خصوصیات خود محمدرضا شاه بود.

محمدرضا شاه ضعف زیادی در برابر زنان داشت، در فساد اخلاقی حد و مرزی نمی شناخت و اصول اخلاقی را رعایت نمی کرد و تمام تفریح وی، شکار کردن دختران ایرانی و فرنگی از هر نوع و خرج کردن پول مردم در این راه بود.
محمدرضا دارای تشکیلاتی ویژه بود که همه روزه برای گذراندن ساعات خود، به مکان های مجللی که از پیش برایش تعبیه کرده بودن می رفت و وقت خود را با رقاصه ها و زنان بدکاره ای که برای وی می آوردند می گذراند.
او هیچ شرمی از این که برنامه های گسترده خود را برای گذراندن وقت و بی وقت با انواع و اقسام دختران ایرانی و فرنگی بیان کند نداشت و همواره از زیردستان خود می خواست تا خانمهای شوهردار و دختران بخت برگشته و یا همسران و دختران کسانی را که میخواهند مقامی بگیرند را برای وی بیاورند، این روحیه حیوانی محمدرضا وی را تا آنجا پیش برد که یکی از مستخدم های مدرسه را هم آبستن نمود!
اگرچه رژیم سعی میکرد فساد دربار را به دلایل فرهنگی مردم مخفی نگه دارد و همین امر موجب شد تا خاندان سلطنت خود را از مردم پنهان و کمکم رابطه باریک خود را با مردم قطع کنند و دربار به یک اشرافیت و طبقهای تبدیل شود که هیچ چیز بین آنان و مردم را پیوند نزند ولی در نهایت فساد از چهاردیواری کاخ های پهلوی به تمامی ارکان رژیم ریشه دواند و نهادهای رژیم هر چه به دربار نزدیکتر بودند، بیشتر به مظهر فساد تبدیل میشدند و کم کم از درون میپوسیدند و ناگهان فرو میریختند به همین دلیل روزبه روز بر خشم و اعتراض مردم افزوده می شد ولی شاه چنان بیدغدغه از مشکلات مردم و سقوط خود به عیاشی مشغول بود که حتی در آخرین ماه های حکومت خود دست از فساد جنسی بر نمیداشت.
شاه در این اواخر چنان در هرزگی فرو رفته بود که حتی اگر چشمش به عکس زیبارویی میافتاد، عنان از دست میداد.

باوجود اینکه حکومت پهلوی فساد را در تمامی ارکان جامعه گسترش داده بودند ولی خوشبختانه از روز بیست و ششم دی ماه سال ۱۳۵۷ همزمان با فرار محمدرضا پهلوی از ایران، سرعت تحولات در جهت سرنگونی سلطنت و موفقیت مردم در پیروزی انقلاب افزایش پیدا کرد و فرهنگ اسلامی در ایران ریشه دواند.
منبع : حامیان ولایت



